ابراهيم‌بن اسكندر

ابراهيم‌بن اسكندر كلني‌1. قبّالي آلماني‌، شاگرد العاذر ورمسي‌. او به اسپانيا رفت و سليمان‌بن‌ ادرت هنگامي كه هنوز جوان بود به موعظه‌ٴ او گوش داد. رساله‌ٴ تاج نام خوب‌2 را درباره‌ٴ چهار حرف‌3 نوشت كه از نظر تركيب افكار گماترياي آلماني با مقوله‌هاي اسپانيايي بسيار جالب‌ است‌. در واقع تركيبي است از آيين قبّاله‌ٴ آلماني و اسپانيايي‌. اين كتاب را اشتباهاً به مناهم‌ اشكنازي‌، از شاگردان العاذر، هم نسبت داده‌اند.

عاشربن يحيئيل‌4

از بزرگ‌ترين شارحان و فقيهان يهودي آلماني‌. در اواسط سده‌ٴ سيزدهم‌، در آلمان غربي زاده شد؛ نزد رابي ماهر روتنبورگي تحصيل كرد و معروف‌ترين شاگرد او شد؛ در 1281، از كلن به‌ كوبلنتس‌، سپس به ورمس رفت‌؛ در 1303، فشار و تعصب او را وادار به ترك كشورش كرد، و به‌ مونپليه‌، بارسلون‌، و سرانجام‌، به طليطله روي آورد. قريب 23 سال‌، در مقام رابي و قاضي‌القضات يهود در طليطله بود، و در پايان سال 1327، در آن جا درگذشت‌. در مبارزه با هواداران فلسفه سليمان بن ادرت را ياري كرد.
شخصيت نافذ وي حركت ارتجاعي را كه يك سده‌ٴ پيش‌، موسي بن نحمن آغاز كرده بود تقويت كرد. كوشش‌هاي موفقيت‌آميز و جمعي اين دو تن‌، يعني موسي و عاشر، سبب شد تا روح علمي در ميان يهوديان اسپانيا به تدريج ضعيف شود و جاي خود را به تحقيق در مطالب‌ تلمود بدهد.
او آثار زيادي نوشت‌: جوابيه‌ٴ (بيش از هزار مورد) شرح‌هاي تلمود، يك رساله‌ٴ اخلاقي‌، و غيره‌. مهم‌ترين اثرش مجموعه‌قوانيني5 براساس هَلَكوت فاسي است‌، كه آن را تحت‌الشعاع قرار داد، و هم چنان كه از نسخه‌ها، تحريرها و شرح‌هاي آن پيداست رواج فوق‌العاده‌اي يافت‌.
وصيت اخلاقي او خطاب به پسرش يهودابن عاشر از بهترين نمونه‌هاي اين نوع آثار ادبي‌ خاص يهود است‌.
او سبب شد تا شاگردش اسحاق بن يوسف اسرائيلي در سال 1310، رساله‌ٴ نجومي يَسُدعُلَم‌ را بنويسد.


A. ben Alexander of Cologne .1
Sefer keter shem-tob .2
3.  tetragram. به چهار حرف تشكيل‌دهنده‌ٴ نام يهوه‌، خداي يهود اطلاق مي‌شود.
Asher ben Jehiel, Asheri  .4
isqe ha-rosh (Ha-Asher.i ,Hilkot ha-rosh) .5